|
همه بیان درد ما مجرد ها رو ببینند
|
|
|
|
||||
|
بهلول روزي پاي پياده بر جاده اي مي گذشت
كاروان خليفه (هارون الرشيد ) با جلال و شكوه آشكار شد خليفه خواست با او شوخي كند . گفت : موجب حيرت است كه تو را پياده مي بينم پس الاغت كو ؟ بهلول گفت : همين امروز عمرش را داد به شما .
پ ن : خوشم میاد حاضر جوابه(بابا بهلول رو میگم)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:37 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر آدمها رو از چیزی محروم کنند به آن حساستر می شوند .
اگر شما باشید و یک پرده که روش نوشته شده باشه نگاه نکنید . شما چکار میکنید ؟؟؟؟؟؟؟
پ ن : من که مشخصه چکار میکنم؟؟؟؟؟ پ ن : بچه جان فوضول خودتی من فقط کمجکاوم( یه کم)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:59 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای افرادی که ........."باز هم سانسور"
علت ديوانگي : پزشك قانوني به بيمارستان دولتي سركشي مي كرد مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي با هوش مي آمد او را پيش خواند و با كمال مهرباني پرسيد كه : ـ شما را به چه علت به تيمارستان اورده اند ؟ مرد در جواب گفت : آقاي دكتر بنده زني گرفته ام كه دختر هيجده ساله يي داشت يك روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت او از آن روز زن من مادر زن پدر شوهرش شد . چندي بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسري زائيد اين پسر ، برادر من شد زيرا پسر پدرم بود . اما در همان حال نوه زنم و از اين قرار نوه بنده هم مي شد . و من پدر بزرگ برادر ناتني خود شده بودم چندي بعد زن بنده پسري هم زاييد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و شمنا مادر بزرگ او شد در صورتي كه پسرم برادر مادر بزرگ خود و ضمنا نوه او بود . از طرفي چون مادر فعلي من ، يعني دختر زنم ، خواهر پسرم مي شود بنده ظاهرا خواهر زاده پسرم شده ام . ضمنا من پدر مادرم و پدر بزرگ خودم هستم پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است . آقاي دكتر ! اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي شديد قطعا كارتان به تيمارستان مي كشيد . مولف ـ من هم دارم ديوانه مي شوم
پ ن : حالا باز بگین برو زن بگیر
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:28 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک ضرب المثل سوئدی میگه: پروانه اغلب فراموش مي كند روزي كرم بوده است
حالا این متاهل ها برای ما شاخ شدن که هنوز امضاء عقدنامشان خشک نشده میگن "دیگه نمیتونیم با مجرد ها بیرون بریم" یا خیلی بدتر تا دارن دوتا متاهل دارن باهم صحبت میکنند میگن "مجرد هست نمیشه بعضی از حرف ها رو زد"
پ ن : من قول میدم این حرف هارو نزنم!!!!!(خوشبحال مجرد های که با ما دوست دارن دوست بشن)
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:51 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
س ل ا م
ببین حالم خوب شده دوست دارم بنویسم (قابل توجه بعضی ها) اول از همه این شعر از یکی از دوستام (بابا شاعر) "ساسان"
عشق يعني ؟ عشق يعني در دو درمانده شدن عشق يعني يكي و دوتا شدن عشق يعني همدم و مونس شدن عشق يعني سوداء شيدا شدن عشق يعني زخم دل مرحم شدن عشق يعني بودن و با هم شدن عشق يعني كار هر مجنون شدن عشق يعني كوه و من فاتح شدن عشق يعني سورن و سوسنگران عشق يعني مرز و كردستان شدن عشق يعني نور ، آيت ، زندگي عشق يعني آيه هاي زندگي عشق يعني معني رحز جنون عشق يعني مجنون و عاشق شدن عشق يعني يوسف و كنعان شدن عشق يعني پيدا و پيدا شدن عشق يعني دردل وصف زبان عشق يعني رازهاي در نهان عشق يعني حاصل درماندگيست عشق يعني تفحيص در درماندگيست پ ن : "بروبچ شاعر را به مشاعره ای بس زیبا دعوت میکنیم"(ادیبان هم میتوانند در این مشاعره بپر بپر کنند)!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:59 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازم حسش نیست !!!!!
نو عروسی ز صفا گفت شبی با داماد نام این مه چه کسی ماه عسل بنهادست گفت داماد به لبخند جوابش کین ماه ماه غسل است ولی نقطه آن افتاد است
پ ن : "اینو همین طوری نوشتم تا کمی از جنبه جدی در بیام" ( بابا جدی!!!!!!)
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:37 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمیدونم چرا؟؟؟؟؟
نمیدونم چرا هروقت که مثلا روی دستمون یک زخم باشه همین که داره زخم خشک میشه دوست داریم زخممونرو انگشت کنیم ( که تا خون نیاد بیخیال نمیشیم)و باز روز از نو روزی از نو!!!!!!!!! به جای انکه محرم باشن "نمکن برای زخم" حالا تمام افراد هم در مورد زخم های همدیگه این کار رو میکنند تا دردی از آدم داره فراموش میشه آدم رو یادش میندازن ((بابا به من دل داری بدین))
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:29 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1- ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند.
14- انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند! 15- ناخنهای انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند! 16- دلفينها هم مانند گرگها هنگام خواب يك چشمشان را باز میگذارند!
خواب من الان این همه چیز بلدم کی میخواد من رو از مجردی در بیاره !!!!!! پ ن : این مطالب رو از کامپیوتر یکی از بچه ها دودر کردم (صداشو در نیارین)
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:19 توسط morteza
|
|
|||||
|
|||||